سلام
من فنت فارسی ندارم . این هاایم ک نوشتم با بدبختی دارم مینویسم
شاید منا نشناسی شایدم اگه خیلی با وفا باشی بشناسی
منم مجنون
2 سال گذشت
امدم سر بزنم دلم خیلی گرفته بود یکم درد دل کنم
هر جا رفتم جایی بهتر از اینجا پیدا نکردم
میخواستم با هات حرف بزنم خیلی خستم و تنها
خواستم فقط بگم دلم خیلی براتون تنگ شده بود .
از غم قربت اینجا ... ولش کن
دنیا برام خیلی کوچیک شده
نمیتونم نفس بکشم
منم امدم پست آخر و اینجا بنویسم
پست اخر
...
3تا نقطه گذاشتم برای تمام دلتنگیهام
بای بای مجنون
سلام ای غروب قریبانه ی دل
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه های جدایی
خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خداحافظ ای قصه ی عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه
خداحافظ ای همنشین همیشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنها نمیمانی ای مانده بی من
تورا میسپارم به دلهای خسته
تو را میسپارم به مینای مهتاب
تورا میسپارم به دامان دریا
اگر شب نشینم اگر شب شکسته
تورا میسپارم به رویای فردا
به شب میسپارم تورا تا نسوزد
به دل میسپارم تو را تا نمیرد
همه می گن که شیشه احساس نداره اما اما وقتی روی شیشه بخار گرفته نوشتم دوست دارم خیلی اروم اشک ریخت و گریه کرد
!ازم پرسیدی منو بیشتر دوست داری یا زندگیت رو؟ گفتم زندگیم رو قهر کردی وبرای همیشه رفتی ولی نمی دونستی که خودت همه زندگی منی![]()
![]()
مقدس ترین کلمه خداوند ... زیبا ترین کلمه عشق ... پر احساس ترین کلمه محبت ... پر معنی ترین کلمه نگاه ... عالی ترین کلمه دوستی ... تلخ ترین کلمه جدایی ... دردناک ترین کلمه خیانت ... بدترین کلمه تمسخر ... عاشقانه ترین کلمه ... تو
!!!زندگي يعني چــــــــــي؟ يعنـــــــــي فراموش کردن عشق....؟؟ يعنـــــــي ناديده گرفتن احســـــاس ؟؟ چرا بايد يادم بره که کسي رو دوست دارم، چون نمي تونيم هميشه با هم باشيم و بعدا اين عشق و احساس دو تامون دچار دردســـر مي کنه....نمي فهمم...!!! پس کي مي تونم دوست داشته باشم....؟ تو تونستي يادت بره منو دوست داشتي...من نمي تونم...ولي اينکارو ميکنم.فقط دوست دارم
۱. غرور ۲ .عشق ۳.دروغ
تا آن موقع ما آدما از روی غرورمون به خاطر عشق (معشوق) دروغ نمیگفتیم
براي عشق ورزيدن ٫ کسي نيست
.سلام مهربونم امدم كه باز هم باهات حرف بزنم و از همه ان چيزهايي كه بهتر از من خبر داري برات بگم خودت كه خوب مي دوني كسي به جز تو حوصله شنيدن حرفهاي من را نداره هر كي به فكر كاراي خودشه تا مي ايي با يكي حرف بزني مي بيني يه عالمه گفتي اخرش طرف مي گه راستي شنيدي سيب زميني گرون شده ! يا اگه خيلي ديگه لطف كنه مي گه ببخشيد من بايد برم بچه ام خيس كرده بلاخره همه چيز مي گه آخرش مي فهمي كه براي ديوار حرف زدي ! مي دوني خدا با اينكه مي دونم هيچ وقت جوابي از تو در غالب يه موجود خاكي نخواهم شنيد و هيچ وفت موقف به ديدار خاكي با تو نخواهم بود ولي وقتي فكر مي كنم كه تو هستي و گوش مي دي ارومتر مي شم نمي دونم مي خواهي چكار كني نمي دونم كه براي لحظه اي بعد چه چيزي مهيا شده ولي مي دونم هر چي هست ازش گريزي نيست مي دوني اي آرام جان خيلي دوست داشتم يه روح آزاد بودم به بند اين تن خاكي نبودم سبك بودم و رها به فكر گرسنگي به فكر مايحتاج خاكي نبودم دوست داشتم عاشق بودم نمي دونم عاشق كي يا چي ولي هر چي كه باشه از جنس پاك به زلالي آب به مهربوني تو شايد اين حال و احوالي كه برام هست به دليل نبود همين عشق هست شايد سرگرداني در وادي اين دنيا به دليل خلا عاشقي هست وقتي ادم تنهاست هزارتا فكر عجيب غريب مي كنه توي عالم خياش هزار بار عاشق مي شه هزار بار وصل و هزار بار فصل ! ولي توي خيالم هم فالب مشخصي براي عشق ورزي ندارم مثلا وقتي فكر مي كنم كه تو چه شكلي هستي و به نتيجه نمي رسم راستي خدا تو چه شكلي هستي ؟ چه رنگي هستي ؟ كسي تو را تا حالا نديده حتي انهايي كه مي گن عاشق تو هستن اي كاش يه جوري با من حرف مي زدي همين الان جوابم را مي دادي حد اقل يه اره يا نه مي گفتي نمي دونم خودت بهتر مي دوني چه جوري ولي ميدونم كه در سطح توانت هست البته فكر نكني من هم مثل ديگران كه مي گن ما لايق نيستيم كه خدا با ما حرف بزنه فكر نمي كنم من مي گم خداي من اگه بخواد حرف بزنه با من به لياقت و اين چيزا فكر نمي كنه و كاري نداره مي دوني خدا دلم بهونت را گرفته خيلي دل تنگم اشكم در اومد بغض تو گلوم شكست
برا خودمون تو تخيلاتمون يه دنيا قشنگ با آدماي واقعي ميسازيم آدمايي كه انسانيت دارند عشق رو ميشناسند و هنوز براي صداي دلشكستگان ارزش قائلند ولي افسوس و صد افسوس كه اين افسانه اي بيشتر نيست ما دنبال رويائيم
...گاهي وقتا موقع نوشتن ، يه نقطه مي تونه بيانگر هزاران جمله ي نا گفته باشه ، حرفايي که تو دل داري ولي نمي توني به زبان مکتوب بيان کني
.التماس دعا...![]()
آمده ام...
كمي دير شده...هرچی شعر عاشقونست
من برای تو نوشتم
تو جهنم سوختم اما
مینوشتم تو بهشتم
اگه عاشقونه گفتم
عشق تو باعثشه
اگه مردم تو بدون
چه کسی باعثه شه
اشک چشمام جاری شده چطوری میخواهی جواب اشکهای من را بدی ای روزگار بی مرفت
خدا دلم براش تنگ شده دیگه بسه دیگه نمیتونم مگه خودت نمیبینی که دیگه ...
... سه تا نقطه می گذارم برای همه دلتنگیهام
کاش میشد داخل این سه تا نقطه را ببینی ای ...